لیلا شاطر
Publication year: 2008
 چکیدههدف از این تحقیق بررسی میزان آشنایی و حمایت مدیران ارشد در اجرای موفق مهندسی مجدد فرایندهای سازمانی است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است، جامعة آماری در این پژوهش کلیه مدیران و معاونان سازمان آموزش و پرورش شهرستان عسلویه درسال تحصیلی (۹۳-۹۲) که در مجموع ۱۱۵ نفربودند، مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفتند. اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخته با ضریب الفای کرانباخ ۸۳% مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات در بخش توصیفی از فراوانی، درصد فراوانی، میانگین، انحراف معیار و در بخش استنباطی از آزمون­هاي تحلیل رگرسیون چندگانه، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t برای گروه­های مستقل، تحلیل واریانس یکراهه استفاده گردید. نتایج حاصله نشان داد  بین میزان آشنایی و حمایت مدیران ارشد، سابقة مدیریتی و پذیرش مهندسی مجدد رابطه معنی­داری (۰۰۱/ >P) وجود دارد. بین نگرش معاونین مدیران، برگزاری کلاس­های آموزشی و پذیرش مهندسی مجدد رابطة معنی­داری (۰۰۱/ >P) وجود دارد. بین دستوری بودن طرح و پذیرش مهندسی مجدد رابطة معنی­داری (۰۰۱/ >P) وجود دارد. بین آزمودنی‌ها از لحاظ پذیرش مهندسی مجدد فرایندهای سازمان بر حسب وضعیت تأهل، سن، رشته تحصیلی، پست سازمانی و تحصیلات آنان تفاوت معنی دار وجود ندارد.

کلمات کلیدی:مهندسی مجدد فرایندها، مدیران ارشد، سازمان آموزش و پرورش.

 مقدمه و هدف

تغییر و تحولات سریع در زمینه های مختلف علوم و فنون بشری، بر اثر پیشرفت های سریع و غیر قابل انتظاری که در بیشتر قلمروهای دانش طی چند قرن اخیر نصیب انسان شده است، حجم اطلاعات و دانسته های بشر امروزی به طور سرسام آوری افزایش یافته و مسایل و مشکلات جدیدی را پدید آورده است. یکی از عواملی که برای مقابله با این مسایل در کشورهای مختلف مورد توجه قرار گرفته، مهندسی مجدد فرایند است. مهندسی مجدد فرایند کسب و کار را می توان یک رویکرد سیستمی دانست که فرآیند سازمانی را با توجه به خدمات ارائه شده از طرف سازمان به صورت اساسی تغییر می دهد

 

تا با سطوح بین المللی هم تراز شود. در بسیاری از جوامع، به دلیل عدم تطابق سریع با پیشرفت های تکنولوژی شکاف بزرگی ما بین سازمان های آنها و دنیای رقابت ایجاد شده است. به همین دلیل دست به تغییرات اساسی و بنیادی در سیستم های مختلف خود جهت پر کردن این شکاف می کنند. همین امر اهمیت مهندسی مجدد فرایند را در رشد و توسعه سازمان های جهان سوم ضروری نموده است. مشاهدات روزمره ما نیز از نظام اعتقادی و انگیزه های رفتاری انسانها و تأثیر آن در میزان تلاش و موفقیت افراد، همچنین مشاهده تفاوت پیشرفت انسانهای مختلف کشور و رابطه آن با فرهنگ های متفاوت موجود بین آنها، این مسأله را در این حد قابل قبول می سازد که بپذیریم یک سلسله علل و عوامل مربوط به میزان رشد و توسعه اقتصادی هر جامعه تحت تأثیر نظام اعتقادی، باورها، آداب و سنن اجتماعی و رفتارهای متأثر از آن می باشد. که بازخورد نقش رهبران و مدیران سازمان  می باشد [۸].

از آنجا که مهندسی مجدد فرایند ها منوط به تغییرات در انسانها (رفتاری و فرهنگی)، فرایندها و تکنولوژی  می باشد عوامل زیادی شناسایی شده اند که از اجرای مؤثر آن و نوآوری و پیشرفت های مستمر جلوگیری می کنند از جمله: ۱- عوامل وابسته به تغييرات سازماني، ۲-عوامل مرتبط با حمايت و تعهد مديريت، ۳-عوامل مرتبط با برنامه ريزي و مديريت پروژه مهندسي مجدد فرآيند ها و ۴- عوامل مرتبط با زيرساخت هاي تكنولوژي اطلاعات  [۲۰]. تمامي عوامل بالا هركدام به نوعي در شكست پروژه هاي مهندسي مجدد، سهم داشته اند ولي عامل تغييرات سازماني و مقاومت افراد در برابر تغيير، طبق نظر بسياري از محققان، از اصلي ترين فاكتورها در شكست پروژه هاي مهندسي مجدد به شمار مي رود (جعفری، اخوان و رضایی نور،۱۳۸۷) در پژوهشی دیگر مدیران ارشدی که در گوشه خلوت خود نشسته اند، از جمله عوامل جلوگیری کننده از اجرای مؤثر مهندسی مجدد دانسته شده است  [۷]. گاه بیان می شود که از جمله عوامل مهم در موفقيت مهندسي مجدد در سازمان ها، تعهد بي قيد و شرط مديريت عالي سازمان و ايجاد انگيزه در مديران كليدي براي اجراي مهندسي مجدد است [۱۵]. بنابراین با عنایت به موارد یاد شده  مسأله ی اساسی در تحقیق حاضر بررسی رابطه حمایت و آشنایی مدیران بر اجرای موفق پروژه های مهندسی و میزان تأثیر آن بر متغیرهای مورد مطالعه می باشد.

تئوری و پیشینه تحقیق

سپهری و اخلاصی [۱۰]  درسال۱۳۸۷ ، به بررسی پژوهشی با عنوان “هم­زیستی و تلفیق مهندسی مجدد فرآیندها و مدیریت کیفیت جامع با هدف دست­یابی به بهبود پایان­ناپذیر کیفیت” در این مقاله پس از معرفی مختصر دو رویکرد مهندسی مجدد فرآیندها و مدیریت کیفیت جامع به شباهت­ها و تفاوت­های بین این دو رویکرد اشاره کرده است و مفهوم جدیدی تحت عنوان بهبود پایان­ناپذیر کیفیت از طریق تلفیق این دو رویکرد معرفی می­کند. بدین منظور پیشنهادات کاربردی نیز به­منظور ترکیب مناسب این دو رویکرد ارائه کرده است.

سیوکین و بونسینگ[۲۴] ، در پژوهشی در سال ۲۰۰۸ میلادی به بررسی نقش تفویض اختیار و کنترل مستقیم در به­کارگیری صحیح مهندسی مجدد فرآیندها می­پردازد و در آخر بر تأثیر تفویض اختیار به کارکنان توسط مدیران تأکید می کند.

راشیم ، آنگاپا و آنی تاشوری [۲۳] ، در سال ۲۰۰۹ میلادی در مقاله ای که به نشان دادن تأثیر آموزش ضمن خدمت کارکنان برای پیاده­سازی بهتر مهندسی مجدد فرآیندها در سازمان می­پردازد و با بررسی نمونه­هایی بیان می­کند که میزان موفقیت پس از آموزش­ها از ۱۹ درصد به ۶۳ درصد افزایش می­یابد.

 

 

زاهیر، کاشیف اور و اسلام خان[۱۹] ، در سال ۲۰۰۸ میلادی در مقاله­ای که هدف آن ایجاد و آزمودن یک مدل برای افزایش کارایی کارکنان و توسعه فعالیت­های سازمان است که به سه جنبه­ی آشنایی کارکنان با مهندسی مجدد، شیوه­ی اجرا، فرآیند حمایت مدیریت می­پردازد و به­عنوان نمونه، یک بانک را در کشور پاکستان مورد بررسی قرارداده است.

عبداله وند، البدوی و فردوسی[۲۲]، در سال ۲۰۰۸ میلادی در تحقیقی به بررسی عوامل شکست و موفقیت پروژه های مهندسی مجدد در سطح بین المللی پرداخته و میزان اهمیت هر یک را با توجه به میزان تکرار آن ها نشان داده است.

اوزلیک[۲۵] ، در سال ۲۰۱۰میلادی در تحقیقی به بررسی نمونه هایی از کشور ایالات متحده در زمینه اثر بخشی بودن مهندسی مجدد می پردازد. در بخشی از آن مقاله میزان کارایی مدیران با تحصیلات بالاتر و سایر مدیران مورد مقایسه قرار گرفت، که نتایج نشانگر اختلاف ۳۶ درصدی در میزان کارایی مدیران در شرایط مشابه بود و اثر بخشی نیروی انسانی را پس از اجرای آن تآیید می کند.

مواد و روشها

با توجه به اینکه این تحقیق به بررسی میزان آشنایی و حمایت مدیران ارشد در پذیرش مهندسی مجدد فرآیندهای سازمان می­پردازد، پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی- پیماشی است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی می­باشد. واز آنجایی که تحقیق حاضر از نوع تحقیقات میدانی است، رایج­ترین ابزار گردآوری اطلاعات در این نوع تحقیقات پرسش­نامه ی محقق ساخته می باشد.

جامعه آماری در این تحقیق به دلیل در دسترس بودن کل جامعه آماری پرسش نامه­ها به تعداد ۱۱۵ بین تمام مدیران و معاونین مناطق و مدیران ارشد آموزش و پرورش شهر عسلویه توزیع گردید و به همه آن­ها پاسخ داده شد و جمع آوری گردید. پرسشنامه به گونه اي طراحي گرديد كه تمامي ابعاد مدل مفهومی زیر را  پوشش دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



فرضیه های پژوهش

۱- بین میزان آشنایی و حمایت مدیران ارشد از مفاهیم مهندسی مجدد و پذیرش آن رابطه معناداری وجود دارد.

۲- بین سابقه مدیریتی مدیران ارشد و پذیرش مهندسی مجدد فرایندها رابطة معناداری وجود دارد.

۳- بین نگرش معاونین مدیران و پذیرش مهندسی مجدد فرایندهای سازمان رابطة معناداری وجود دارد.

۴- بین برگزاری کلاس­های آموزشی و پذیرش مهندسی مجدد و اجرای آن رابطۀ معناداری وجود دارد.

۵- بین دستوری بودن طرح مهندسی مجدد و پذیرش آن رابطة معناداری وجود دارد.

سوالات پژوهش

کدام یک از عوامل (آشنایی و حمایت مدیران ارشد با مفاهیم مهندسی مجدد، سابقة مدیرتی، معاونین سازمان، برگزاری کلاس­های آموزش و دستوری بودن) بیشترین نقش را بر پذیرش مهندسی مجدد فرایندهای سازمان دارند؟

یافته­های تحقیق

جهت پاسخگویی به فرضیه اول از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده که نتایج آن در جدول ذیل نشان داده شده است:

 

جدول ضریب همبستگی بین میزان آشنایی و حمایت مدیران ارشد از مفاهیم مهندسی مجدد و پذیرش آن

                            آماره

   متغير

ضریب همبستگی سطح معنی داری
میزان آشنایی و حمایت مدیران- پذیر

ش مهندسی مجدد

۸۴/۰ ۰۰۱/۰

 

نتايج جدول فوق نشان مي­دهد كه بين میزان آشنایی مدیران ارشد از مفاهیم مهندسی مجدد و پذیرش مهندسی مجدد فرایندهای سازمان رابطة معني­دار وجود دارد.(۰۰۱/ >P)

جهت پاسخگویی به فرضیه دوم از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده که نتایج آن در جدول ذیل نشان داده شده است:

جدول ضریب همبستگی بین سابقه مدیریتی و پذیرش مهندسی مجدد فرایندهای سازمان

                         آماره

    متغير

ضریب همبستگی سطح معنی داری
سابقه مدیریتی- پذیرش مهندسی مجدد ۶۰۲/۰ ۰۰۱/۰

 

نتايج جدول فوق نشان مي‌دهد كه بين سابقه مدیریتی مدیران ارشد و پذیرش مهندسی مجدد فرایندهای سازمان رابطه معني­دار وجود دارد.(۰۰۱/ >P)

جهت پاسخگویی به فرضیه سوم از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده که نتایج آن در جدول ذیل نشان داده شده است:

جدول ضریب همبستگی بین نگرش معاونین مدیران و پذیرش مهندسی مجدد

                           آماره

   متغير

ضریب همبستگی سطح معنی داری
نگرش معاونین مدیران- پذیرش مهندسی مجدد ۶۷۱/۰ ۰۰۱/۰

نتايج جدول فوق نشان مي­دهد كه بين میزان آشنایی مدیران ارشد از مفاهیم مهندسی مجدد و پذیرش مهندسی مجدد فرایندهای سازمان  رابطة معني­دار وجود دارد.(۰۰۱/ >P)

جهت پاسخگویی به فرضیه چهارم از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده که نتایج آن در جدول ذیل نشان داده شده است:

ضریب همبستگی بین برگزاری کلاس­های آموزشی و پذیرش مهندسی مجدد

                          آماره

متغير

ضریب همبستگی سطح معنی داری
آموزش پذیرش مهندسی مجدد ۷۵۵/۰ ۰۰۱/۰

 

نتايج جدول فوق نشان مي­دهد كه بين برگزاری کلاس­های آموزشی و پذیرش مهندسی مجدد فرایندهای سازمان رابطه معني­دار وجود دارد.(۰۰۱/ >P)

جهت پاسخگویی به فرضیه پنجم از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده که نتایج آن در جدول ذیل نشان داده شده است:

 

ضریب همبستگی بین دستوری بودن طرح و پذیرش مهندسی مجدد

                          آماره

متغير

ضریب همبستگی سطح معنی داری
دستوری بودن طرح- پذیرش مهندسی مجدد ۷۱/۰ ۰۰۱/۰

 

نتايج جدول فوق نشان مي­دهد كه بين دستوری بودن طرح و پذیرش مهندسی مجدد فرایندهای سازمان رابطه معني­دار وجود دارد.(۰۰۱/ >P)

سؤال­ پژوهش کدام یک از عوامل (آشنایی و حمایت مدیران ارشد با مفاهیم مهندسی مجدد، سابقة مدیریتی، معاونین سازمان، برگزاری کلاس­های آموزش و دستوری بودن) بیشترین نقش را بر پذیرش مهندسی مجدد فرایندهای سازمان دارند؟

 

ضرایب استاندار شده و استاندارد نشده مدل عوامل مؤثر بر مهندسی مجدد فرایندهای سازمان

       آماره

متغیر

ضریب

استاندارد نشده

ضریب

استاندارد شده

T سطح

معنی داری

ضريب همبستگي سهمي (تفکیکی)
B خطای استاندارد β
مقدار ثابت ۴۷۱/۰ ۷۶۲/۱   ۲۶۷/۰ ۷۹۰/۰  
آشنایی و حمایت  مدیران ارشد ۴۱۷/۰ ۰۶۴/۰ ۶۲۱/۰ ۵۵۹/۶ ۰۰۱/۰ ۵۳۲/۰
کلاس های آموزشی ۳۰۵/۰ ۱۱۶/۰ ۲۵۷/۰ ۶۳۴/۲ ۰۱۰/۰ ۲۴۵/۰
سابقه مدیریتی ۱۰۹/۰ ۰۸۶/۰ ۰۹۰/۰ ۲۷۵/۱ ۲۰۵/۰ ۱۲۱/۰
توانمندی معاونین مدیران ۰۷۵/۰ ۱۳۶/۰ ۰۵۰/۰ ۵۵۳/۰ ۵۸۱/۰ ۰۵۳/۰
دستوری بودن طرح ۰۰۳/۰ ۱۰۱/۰ ۰۰۳/۰ ۰۲۹/۰ ۹۷۷/۰ ۰۰۳/۰

نتایج جدول فوق نشان می­دهند که مدل عوامل مؤثر بر مهندسی مجدد فرایندهای سازمانی معنی­دار بود. (۰۰۱/۰ >P، ۶۲/۵۹=(۱۰۹،۵)F ) این مدل ۷۲ درصد واریانس مهندسی مجدد فرایندهای سازمان را توجيه مي­كند. ضرايب (β) نشان می­دهد که آشنایی و حمایت مدیران از مفاهیم مهندسی مجدد و کلاس‌های آموزشی پیش بینی کننده معنی­داری برای مهندسی مجدد فرایندهای سازمان می‌باشند ولی سابقه مدیریتی، توانمندی معاونین مدیران و دستوری بودن پیش بینی کننده معنی داری برای مهندسی مجدد فرایندهای سازمان نبودند. ضريب همبستگي سهمي(تفکیکی) نشان دهندة همبستگي بين متغير مستقل و متغیر وابسته بعد از تفكيك يا كنترل همه متغيرهاي مستقل ديگر مي­باشد. بنابراین آشنایی وحمایت مدیران از مفاهیم مهندسی مجدد بیشترین سهم و دستوری بودن کمترین سهم را پذیرش مهندسی مجدد فرایندهای سازمان دارد.

 

 نتایج و بحث:

در بررسی فرضیة اول رابطة بین میزان آشنایی و حمایت مدیران ارشد از مفاهیم مهندسی مجدد و پذیرش آن از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد، که وجود رابطه معنی­دار پذیرفته شد. این عامل جزء تأثیرگذارترین عامل در شکست پروژه­های مهندسی مجدد اجرا شده در کشور ما بوده است.  این یافته با تحقیقات هاشمی (۱۳۸۰)، (زارعی، فرکیش، ۱۳۸۵)، زاهیر، کاشیف اور و اسلام خان[۱۹] ، اوزلیک[۲۵] که در پیشینه تحقیق اشاره شد همسو می­باشد.

در برسی فرضیه دوم رابطة سابقة مدیریتی مدیران ارشد از مفاهیم مهندسی مجدد و پذیرش آن از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد، که وجود رابطه معنی­دار پذیرفته شد. این موضوع به وضوح روشن شده است، که هرچه مدیران در یک سازمان تجربه و سابقه کارکرد بیشتری داشته باشند از نقاط ضعف و قدرت سازمان خود آگاه­ترند و این امر به پذیرش طرح­های جدید مورد نیاز در سازمان، برای پیشرفت کارایی سازمان آموزش و پرورش کمک می­کند. نتایج این فرضیه با تحقیقات انجام شده توسط اوزلیک(۲۰۱۰) در زمینة مهندسی مجدد که به عامل تأثیر کارکنان و سابقه آن­ها در سازمان اشاره شد و بر این نکته تأکید شده که اجرای موفق پروژه مهندسی مجدد وابسته به میزان سابقه مدیران در امر مدیریت است، همسو می باشد.

در برسی فرضیة سوم رابطه نگرش معاونان مدیران ارشد از مفاهیم مهندسی مجدد و پذیرش آن از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد، که وجود رابطة معنی­دار پذیرفته شد. در این تحقیق اهمیت وجود معاونان که از نزدیک با مسائل سطوح پایین سازمان در تماس هستند و مشکلات برای آنها نمایان تر است، پس دیدگاه آن­ها به واقعیت نزدیکتر است بنابر این گرفتن مشاوره از آنها و تأثیرگذار بودن آنها در تصمیم‌گیری مدیران در خصوص اجرای مهندسی مجدد فرایندها لازم و ضروری است. این یافته با تحقیقات اوزلیک (۲۰۱۰) و سیوکین و بونسینگ[۲۴]   که در فصل دوم اشاره شد همسو می­باشد.

در بررسی فرضیة چهارم رابطه بین برگزاری کلاس­های آموزشی و اجرای مهندسی مجدد از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد، که وجود رابطه معنی­دار پذیرفته شد. مدیران به دلایل مشغله‌های بسیار زیاد مسلماً وقت اندکی به مطالعات در زمینه­های جدید مدیریتی و دستاوردهای نوین مدیریتی در سطح جهان دارند. بدین ترتیب وجود کلاس­ها به صورت فشرده و به شکل سمینار، کارگاه‌های آموزشی یک روزه مدیران، کلاس­های آموزشی ضمن خدمت و همایش­های تخصصی مدیریتی، برای آشنایی آنها با مفاهیم جدید مدیریت در پذیرش آنها نسبت به طرح­های جدید سازمانی همانند مهندسی مجدد فرایندها بسیار تأثیرگذار است. این یافته با نتایج تحقیقات راشیم، آنگاپا و آنی تاشوری [۲۳] ،  که با اجرای کلاس­های آموزش ضمن خدمت در جامعه آماری مورد نظر خود به یک رشد ۵۰ درصدی در بهبود کارایی سازمان رسیدند، همسو می باشد.

در برسی فرضیه پنجم رابطه دستوری بودن طرح مهندسی مجدد و پذیرش آن از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد، که وجود رابطه معنی دار پذیرفته شد. از آنجا که در برابر تغییرات در سازمان مسلماً مقاومت صورت خواهد گرفت، نباید تکنیک مدیریتی همانند مهندسی مجدد فرآیندها فقط به دید یک طرح نگاه کرد، باید با صدور دستوراتی منظم و پیگیرهای قانونی سازمانی بر اجرای آن اهتمام ورزید، تا نتیجه مطلوب از آن حاصل گردد. نتیجه این یافته با نتایج پژوهش­های  هاشمی (۱۳۸۰)، سیوکین و بونسینگ[۲۴] ، همسو بود.

سوال پژوهش کدام یک از عوامل ( آشنایی مدیران ارشد با مفاهیم مهندسی مجدد ، حمایت مدیران ، سابقه مدیرتی ، معاونین سازمان، برگزاری کلاس های آموزش و دستوری بودن طرح) بیشترین نقش را بر پذیرش مهندسی مجدد فرایندهای سازمان دارند؟

یافته های این سوال پژوهشی نشان داد که عامل آشنایی و حمایت مدیران از مفاهیم مهندسی مجدد و کلاس‌های آموزشی بیشترین نقش را در پذیرش مهندسی مجدد داشته اند. در نتیجه این یافته فرضیه های  اول و چهارم تحقیق را قوت می بخشد و نشان می دهد که آشنایی و حمایت مدیران ارشد از مفاهیم مهندسی مجدد جهت اجرای موفق آن لازم و ضروری  می باشد.

 پیشنهادات

با توجه به تحلیل فرضیه­های تحقیق پیشنهادات زیر جهت حل مسئله تحقیق ارائه گردید:

  • در نوسازی نظام آموزشی توجه خاصی به انتصاب مدیران ارشد انجام پذیرد. تحصیلات بالاتر منجر به استقلال شغلی، اقتدار و اشتغال به کارهای خلاقانه و متنوع می­گردد و کارکنان به صورت حرفه­ای عمل خواهند کرد.
  • یکی از معیارهای انتخاب مدیران درک و شناخت نسبت به مفاهیم مدیریتی است، اگرچه تحصیلات مرتبط با سازمان مورد نظر در نوع تصمیم گیری مدیران بسیار تأثیرگذار است، اما پیشنهاد می­شود، علاوه بر آن ترجیحاً از مدیرانی با تحصیلات مدیریتی مرتبط (مدیریت آموزشی، مدیریت اداری) استفاده شود تا مهارت­ها و دانش مربوط به پست مدیریتی به روز و به هنگام بوده که در مقابل تغییرات روز افزون تکنولوژی و اطلاعات، متناسب با چالش‌های جهانی قادر به تصمیم­گیری سریع و علمی، در جهت تطبیق سازمان تحت مدیریت خود با تغییرات محیطی و جهانی باشد.
  • سازمان­ها نیاز به یک برنامه ریزی بلند مدت و کوتاه مدت دارند. عدم توجه به سابقه و تجربه مدیران توجه آن­ها را به اهداف کوتاه مدت سوق داده و سازمان را از اهداف بلند مدت و کیفی محروم می­سازد و همین امر منجر به ضایعاتی از قبیل دوباره کاری، هدر رفتن زمان و سرمایه‌های سازمانی می‌شود.
  • پیشنهاد می­شود آموزش و پرورش با تجدید ساختار و تبدیل آن به مدیریت غیر متمرکز منجر به انعطاف پذیری، تفویض اختیار و آزادی عمل معاونان شده که لازمة توسعه سازمانی است، با چنین رویکردی می­توان استفاده مؤثری از توانایی­ها و شایستگی­های معاونین نمود که این امر منجر به شایسته پروری، استفاده از اندیشه­های نو و خلاق کارکنان و افزایش کیفیت کار خواهد شد.
  • پیشنهاد می­شود، شورای عالی آموزش و پرورش به عنوان عالی­ترین نهاد تصمیم‌ساز و قانون­گذار در آموزش و پرورش در خصوص اجرایی نمودن فرایند مهندسی مجدد طرح تحول بنیادین یکسری مقررات و دستورالعمل­ها را در جهت یکسان سازی روش­ها، رویه­ها و استاندارد نمودن کارها به تصویب رسانده و در اختیار مدیران ارشد آموزش و پرورش قرار دهد تا این طرح با کمترین انحرافات و مقاومت اجرا شود و باید به صدور دستوراتی منظم و پیگیری­های قانونی بر اجرای آن اهتمام ورزید تا نتیجه مطلوب از آن حاصل گردد.

منابع

  1. آذر، عادل و مومنی، منصور ، آمار و کاربرد آن در مدیریت، تهران: انتشارات سمت، ۱۳۸۱
  2. ابلنسکی، نیک و شریفی کلویی، منصور، مهندسی مجدد و مدیریت دگرگون سازی سازمان‌ها (۱۹۹۴)، تهران: نشر آروین. ، ۱۳۷۶
  3. بنیس، وران، مدیران کهنه کر زمانه ای نو، مترجم فضل الله امینی، ۱۳۸۳،
  4. پيتر، اف، دراكر، مديريت آينده ، ترجمه دكتر عبدالرضا رضايي نژاد ، ناشر موسسه خدمات فرهنگي رسا (چاپ دوم) ،۱۳۷۵
  5. تابش ، یحیی، مدلی برای توسعه و کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدرسه ،۱۳۸۸
  6. جعفری هرندی، سعید، مدل­سازی و ارزیابی مهندسی مجدد در مدیریت خرید یک واحد تولیدی- تحقیقاتی توسط شبیه سازی فرآیند کسب و کار،۱۳۸۲
  7. جعفری، مصطفی و پیمانی، اخوان ورضایی­نور، جلال، تعیین عوامل بحرانی موفقیت در مهندسی مجدد فرآیندها، فصل­نامه­ی مدرس علوم انسانی، دور­ه­ی ۱۳، شماره­ی ۲،۱۳۸۷
  8. دانش دهکردی، نوشین و سالاریان زاده، محمد حسین، ، مهندسی مجدد فرآیندهای اصلی و کلیدی در سازمان های دولتی،۱۳۸۶
  9. زارعی، بهروز و فرکیش، سوفیا ، بررسی تجربیات مهندسی مجدد در ایران چهارمین کنفرانس بین المللی مهندسی صنایع ، تهران، ایران ،۱۳۸۵
  10. سپهری، مهران مهندسی مجدد فرآیندهای سازمان، ماهنامه علمی- آموزشی تدبیر، تهران، ، خرداد۱۳۸۱
  11. شریفی، حسن پاشا و نجفی زند ، روشهای آماری در علوم رفتاری (آمار توصیفی و استنباطی)، چاپ پانزدهم، انتشارات علمی، ۱۳۸۸
  12. صدیقیان. علی، مهندسی مجدد فرآیند تأمین منابع انسانی وزارت علوم و تحقیقات و فناوری، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت و اقتصاد، تهران: دانشگاه صنعتی شریف،۱۳۸۲
  13. صائبی، محمود ، روش تحقیق در مدیریت، موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی، بهمن ۱۳۸۶
  14. عیسی خانی، احمد ، بررسی تطبیقی عوامل موفقیت و شکست پروژه های مهندسی مجدد، مجله تدبیر، ۱۳۷۶
  15. فرکیش، سوفیا، ، بررسی تجربیات مهندسی مجدد در ایران، دانشگاه تربیت مدرس تهران، ۱۳۷۸
  16. کرمانشاه، علی و سپهری، مهران، مدیریت راهبردی مهندسی مجدد در سازمان، فصل‌نامه­ی علمی و پژوهشی شریف، تابستان ۱۳۸۵، شماره­ی سی و چهارم، ص ۳۱ – ۴۲ ،۱۳۸۵
  17. همر، مایکل، (۱۹۹۴)، طرحی نو در مدیریت مهندسی دوباره شرکت­ها، منشورانقلاب اسلامی، عبدالرضا رضایی نژاد، چاپ اول، تهران: مؤسسه فرهنگی رسا، ۱۳۸۱
  1. نوری، روح الله، مهندسی مجدد فرآیند و نقش فناوری اطلاعات در اجرا و استقرار آن.،۱۳۸۷

 

  1. Arshad Zaheer, Khalid Mushtaq, Hafiz Muhammad Ishaq, Reengineering the Procurement Process in a Public Sector Organization, (2008).
  2. Al-Mashari, Zahir Irani, Mohamed Zairi , Business Process Management Journal, Vol.7 No. 5, 2001, pp. 437 -455. MCB Univers ity Press , 146 3 -7154.
  3. Michael Brydon, Paul chwelos, Darrell Jang, Errol Smyth A Comprehensive methpde for BPR ,( 2005).
  4. Neda Abdolvand, Amir Albadavi and Zahra Ferdowsi Assessing readiness for business process reengineering (2008).
  5. Rashim Jain, Angappa Gunasekaran and Anithashree andrasekaran”Evolving role of business process reengineering: a Perspective of employers” (۲۰۰۹).
  6. Siew kien sia and Boon Siong Neo, Business Process reenginering, mpowerment and work monitoring An empirical analysis through the Panopticon (2008)

۲۵٫Yasin ozcelik, Do business process reengineering projects  payoffEvidenceform the united states, (2010).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Doug Williams Authentic Jersey